روانشناسی و کیفیت زندگی

امروزه کاربرد روانشناسی در زندگی انسان رشد چشمگیری داشته است، بگونه ای که در ادارات ، کارخانه ها و سازمان ها اقدام به تاسیس واحد روانشناسی کرده اند ، کلینیک های مشاوره و روان درمانی گسترش پیدا کرده اند و خوشبختانه آگاهی مردم نیز در این خصوص رو به افزایش است. نکته اصلی این است که یک زندگی مطلوب و با کیفیت چگونه زندگی ای است؟ کیفیت زندگی میتواند برای هر فرد یک معنا و تعریف مستقل داشته باشد که به سبک و شیوه زندگی او بستگی دارد. طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت از کیفیت زندگی، درک هر فرد از موقعیتش در زندگی و فرهنگ او ، همچنین درکش از موقعیتی که در آن زندگی می کند، متقابلا در ارتباط با هدفهایش ، انتظاراتش و نیازهایش است.

 بر اساس این دیدگاه و نظر روانشناسان از گذشته تا به الان انسان میتواند با تغییر دادن احساسات و دیدگاه های خود هیجانات خود را در یک سمت مثبت به حرکت در آورد. علم روانشناسی تاکنون تلاش های زیادی برای بهتر شدن کیفیت زندگی کرده است. از طریق دانستن این علم میتوانید والدین ایده آلی برای فرزندانتان باشید و یا همچنین بخواهید با شناخت عادتهای غلط خود آن ها را کنار بگذارید مانند ترک سیگار و الکل که در نهایت انجام اینگونه کارها با کمک گرفتن از علم روانشناسی باعث بالا رفتن اعتماد به نفس در خودتان شوید و در نهایت بهبود کیفیت زندگی را برای خود به ارمغان آورید. راهکار و روش هایی که علم روانشناسی در اختیار افراد می گذارد می تواند مسیر زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد.

این علم به افراد یاد میدهد که با توصیف و توضیح یک رفتار از سرخوردگی جلوگیری کنند و از همین طریق میزان کیفیت زندگی خودشان را بالا ببرند. همچنین علم روانشناسی توانسته است با آموزش کنترل کردن رفتار و مهار کردن خشونت به آنها کمک کند تا بتوانند اختیار زندگی خود را در دست بگیرند و از یک زندگی سالم و موفق تری برخوردار شوند تا بتوانند بیشتر بر رفتار خود تسلط یابند، و وقتی فرد بتواند به این دو مهم دست پیدا کند رضایت او از زندگی رو به افزایش خواهد بود و نهایتا می تواند یک زندگی با کیفیت تری را برای خود سازماندهی دهد. در کل علم روانشناسی با رفع نیازها و کمبودهای انسان راه سعادت و خوشبختی و شکوفایی را باز می کند. علم روانشناسی توانسته با شناسایی و کنترل بر افکار منفی و مخرب فکر و ذهن افراد و هدایت آن افکار به سمت بهتر و زیباتر فکر کردن، دیدگاههای مثبت را در افراد افزایش بدهد که این دیدگاه ها به نوبه خود روانشناسی مثبت نامیده می شود که نتیجه آن باعث افزایش عزت نفس در فرد میشود و در ادامه افزایش کیفیت زندگی را بهمراه خواهد داشت.

از آنجاییکه کیفیت زندگی هر فرد به سلامت روان او بر میگردد و رابطه مستقیم با هم دارند پس با بالا بردن کیفیت زندگی و رضایت زندگی میتوان بر سلامت روان تاثیر گذاشت و بر عکس آن نیز اتفاق میافتد ، پس با توجه به این مهم دانش روانشناسی وظیفه مهمی در مورد این موضوع بر عهده دارد.

 بالا بودن کیفیت زندگی علاوه بر بالا بردن اعتماد به نفس و سلامت روان بر افزایش امید به زندگی، خودباوری، عزت نفس، خودکارآمدی و ... تاثیر گذار است و هرچقدر فرد در سنین کم از کیفیت زندگی بیشتری برخوردار باشد در پیری و کهنسالی رضایت بیشتری در زندگی خود دارد و هر زمان که به گذشته خود نگاه می اندازد احساس ارزشمندی بالایی دارد. با توجه به تمامی گفته ها می توان به این نتیجه رسید که علم روانشناسی نه تنها برای کیفیت زندگی بلکه برای تمامی ابعاد زندگی موثر است و هر فرد به اندازه نیاز و توانایی خود لازم و ضروری است که آگاهی خود را در مورد علم و دانش روانشناسی بالا برده و به بهبود شرایط اجتماعی ، اقتصادی ، معنوی ، مذهبی و ارتباطی خود کمک کند.

کیفیت زندگی چیست؟

کیفیت زندگی یعنی بالا بردن سطح رضایت مندی در زندگی. انسان ها از ابتدا به دنبال بهبود شرایط زندگی خود بوده اند. از همان دوران غار نشینی و شاید همین موضوع باعث پیشرفت و توسعه زندگی آنها هم شده است. چون هیچ زمان به آن چیزی که داشتند، راضی نبوده اند و همیشه به دنبال بهترین ها بوده اند. 

کیفیت زندگی عبارت است از ادراک فرد از وضعیت و موقعیت خویش در زندگی از نظر ابعاد مختلف مانند فرهنگ، اهداف، انتظارات و اولویت‌های که در زندگی دارند و همچنین سیستم ارزش گذاری که در زندگی استفاده می‌کنند. همچنین بهبود و افزایش کیفیت زندگی جزء مباحثی است که امروزه برای بشریت بسیار اهمیت پیدا کرده است. اینکه بتوانیم شرایط زندگی را به طور مداوم تغییر بدهیم و به کیفیت زندگی فکر کنیم، انرژی، وقت و همین طور بخش زیادی از ذهن ما را به خود درگیر می کند.

ابعاد کیفیت زندگی

بر اساس نظر اکثریت متخصصین ما 6 بعد داریم:

1. بعد فیزیکی

که مربوط به معاینات عمومی پزشکان هست و مربوط به قدرت، انرژی، توانایی انجام فعالیت‌ های روزمره و خود مراقبتی و استقلال فردی است. این بعد نشانگر احساس بهتر بودن در ارتباط است.

2. بعد اجتماعی

این بعد نشانگر این است که کیفیت ارتباطات افراد با اعضاء خانواده، همکاران، دوستان و همسالان و جامعه چطور است.

3. بعد روانی

به ابعاد نشانه‌ های روانی اضطراب، افسردگی و ترس‌ها موردتوجه قرار می‌گیرد.

4. بعد جسمی

در این بخش علائم بیماری‌ ها و دردها مورد توجه است.

5. بعد روحی

به هدف و معنای زندگی توجه می شود.

6. بعد محیطی

در این بعد به این توجه می‌ شود که شرایط محیط‌ زیست افراد چگونه است؟ و اینکه افراد آیا بر محیط‌ زیست خود اثر مثبت می‌ گذارند و آیا چقدر توان کاهش اثرات محیطی را بر زندگی و محیط‌ زیست خود دارند.

پیشنهاد شما برای افزایش کیفیت زندگی چیست؟ هر چیزی که به ذهن تان می رسد را با ما به اشتراک بگذراید.

 

۰۶ مرداد ۱۳۹۹